امروز میخام از اون روزی بگم ک سوار تاکسی شدیم فقط بخاطر اینکه صداشو بشنوم خخخ ( گفته بودم که گوشی نداشت فقط از طریق ی سایت باهم حرف میزدیم) خانوم خوشگلم ورزشکاره فداش بشم الهیی.اون روز باشگاه داشت قرار شد اون وفتی از باشگاه میاد بیرون من بالاتر وایسم که سوار شیم باهم.
ناگفته نمونه ما شهرستانیم دیگ ی مشت مردم عقب مونده داریم خخخ ک همه همو میشناسن و دیگ بخاطر این دلایل باید اینجوری همو میدیم خداییش ریسک بالایی داشت
خیلی منتظر داشتم استرس داشتم ک برا اولین بار کنار خانومم بشینم بی حدوووووو اندازه خوشحال بودم ولی با کلی استرس خخخ خلاصه ساعت 5/30عصر شد دیدم خانومم با ی مانتو ابی با ی ساپورت نسکافه ایی بود زرد بو نمیدونم دقیق چ رنگی بود پوشیده بود. اوایل اشنایی بود دیگ نمیتونستم بگم ساپورت نپوش خخخ خلاصه تاکسیو گرفتم سوار شدم اونم چند متر پایین تر سوار شد خیییییییلی تابلو بودیم دقیقا ک الان بهش فکر میکنم خخخخ
بدون سلام نشست تو ماشین مثلا من میخاستم صدای خانوم بشنوم خخخخخ ب قول خودمون قن چم( زیر چشمی) نگاش میکردم دیدم ی نیش خندی رو لباشه خخ منم دیگ هووووووول دستام میلرزید ( خداییش ادم خجالتی هستم) دیگ زیر چشمی همو نگا میکردیک اصلا نمیدونم چرا الکی میخندیدیم خخخ تا ی مرد چند متر جلو تر تاکسی گرفت. دیگ کلا قانونش اینه اگه دوتا مرد بای ی زن تو تاکسی باشن باید دو مرد کنار هم باشن و زن کنار در ماشین . خانومم هووول بود خخخخ نمیخاست پیاده شه ک بره اون گوشی و عیبم بود ک وسط دوتا مرد باشه خخخخ( تو شهر ما ک قانونش اینه خخخخ نمیگم ک عقب موندن)خلاصه پیاده نشد وسط ما نشست خخخخ الهی فداش بشم کلی استرس گرفته بود( اینم یادتون باشه مصلا میخاستم من صداشو بشنوم خخخ)
دیگ اون اقاهه کمی پایین تر پیاده شد. کلا نقشه این بود عشقم پیاده شه طبق معمول اونی که پیاده میشه میگن ببخشید اونم میگه دیگ خاهش میکنم اونطوری صداشو بشنوم خخخخ بخدا الان فکرشو میکنم چقد ساده بودیم خخخخ خلاصه گفتم مرسی اقای راننده پیاده شد گفتم ببخشید خخخ با نیش خند گفت خاهش میکنم ایییی چقد قشنگ گفت یعنی هنوز بخدا اون صداش تو گوشمه فدایییییی اون حرفش بشم
خلاصه این بود دیگه خاطره مون درضمن من اینارو با اشک مینوسم نه با خنده اینطوری میگم ک عشقم یا کسایی دیگ میان با خاطره های ما ی لبخند رو لبشون بشینه همین....
دوستت دارم زیلانم
برچسب:
نویسنده: یوسف احمدی